معجزه تشویق
همواره کودکان از تشویق و تحسین خوششان می آید، یکی از مایه های شادی و کار کردن با کودکان مشاهده خشنودی در چهره آنها است...
به ویژه زمانی که در کاری موفق می شوند و ما نشان می دهیم که متوجه موفقیت آنان شده ایم. تقریباً درباره همه کودکان این موضوع مصداق دارد که تحسین، انگیزش و تشویق بیشتر از تنبیه و عیب جویی می تواند رفتاری را در کودک نهادینه کند که بزرگسالان خواهان آن هستند.
احتمالاً بیشتر افراد متوجه این نکته شده اند که تحسین و تشویق در مقایسه با تنبیه و تحقیر، اثرات بهتری به بار می آورد، علاوه بر این به نظر می رسد بسیار بجاست که در عین حال، در پی یافتن خطاهای کودک نیز باشیم.
تشویق و تمجید بعضی از نیازهای اساسی را برطرف می کند، به گونه ای که کودکان همانطور که باید به طرز مناسبی تغذیه شوند و لباس بپوشند به این نیاز دارند که:
▪ کسی برای آنها اهمیت و احترام قائل شود، باور کنند که کسی نسبت به آنان متعهد است و به اندازه کافی دلسوز آنهاست و به شادی آنها فکر می کند، آنان باید احساس کنند که دوست داشتنی هستند.
▪ آنان باید به صورتی روشن و مثبت، راهنمایی شوند تا بدانند که چگونه باید زندگی خود را اداره کنند، آنان نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند، نه این که چه کاری را نباید انجام دهند.
▪ باید خشنود و راضی باشند و دیگران را شاد کنند، آنان نیاز دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدینشان شده اند و دوست دارند سعی و تلاش زیاد آنها مورد توجه والدینشان قرار بگیرد.کودکانی که به آنها بی اعتنایی می شود، نمی توانند حس کنند که عزیز شمرده می شوند، زیرا مورد توجه قرار نمی گیرند. کودکانی که فقط هنگامی وجودشان احساس می شود که مورد انتقاد باشند و فقط پیام هایی منفی درباره رفتار خود می شنوند، آنها یاد می گیرند که چه کاری را نباید انجام دهند، ولی نمی دانند چه کارهایی را باید انجام دهند.برای بسیاری از والدین سخت است که از فرزند خود تعریف کنند، بعضی ها صرفاً نمی دانند که چه تعریف یا تحسینی از او کنند، برخی دیگر از ابراز تعریف و تمجید احساس ناراحتی می کنند و یا اکراه دارند، چون معتقدند:
▪ تعریف و تمجید، کودکشان را پر مدعا و از خود راضی خواهد کرد.
▪ فقط زمانی باید از کودک تعریف کرد که کاری برجسته و دور از انتظار انجام داده باشد.
▪ رفتار و کار «عادی»، شایسته اظهارنظر خاصی نیست.
▪ پیش از آنکه بابت یک تکلیف، از کودک تعریف و تحسینی به عمل آید، او باید در بعضی از حوزه های مورد نظر والدین نیز موفق شود، در غیر این صورت ممکن است تصور کند که همه چیز رضایتبخش است و زمانی که «لازم است» به اصلاح برخی از عملکردهای خود بپردازد، کوتاهی کند.خود پدر و مادر با فراهم آوردن امکانات و اعمال انضباطی مؤثر، مسئول موفقیت کودک بوده اند.